سيد جلال الدين آشتيانى

896

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

ختم الولاية على الاطلاق فهو عيسى « ع » فهو الولى بالنبوة المطلقة في زمان هذه الامة ، و قد حيل بينه و بين نبوة التشريع و الرسالة ، فينزل في آخر الزمان وارثا خاتما

--> اصفهانى « قمشه‌اى م - 1306 ه ق » در رساله‌اى كه در ولايت تأليف فرموده و در حواشى خود بر مقدمهء فصوص در موضوع خلافت تحقيقى دارد ، كه ملخص تحقيق او را در اينجا « تيمنا بافادته و تبركا بإضاءته » نقل مىكنيم : آقا محمد رضا مىگويد : شناختن موضوع خلافت كبرى بعد از رسول اللّه « ص » توقف بر مقدماتى دارد كه مأخوذ از براهين عقلى و اصول عرفانى است : مقدمه اول : آنكه معادن اخذ رسالت و خلافت باعتبار مقامات اولياء مختلف است ، و تابع خزائن علم حق مىباشد . مراتب علم حق كه مأخذ علم انبياء و اولياء است ، مراتبى دارد . از مراتب اولوهيت و عالم اسماء و صفات و اعيان ثابته ، و مرتبهء قلم اعلى و عقل اول ، و مراتب وجودى ساير عقول طوليه و عرضيه ، و مراتب برزخيه . مقدمه دوم : آنكه حق متعال ، داراى اسماء مستاثره‌اى است كه كسى از حقيقت آن اسماء اطلاع ندارد سبب خشيت انبياء و اولياء و پناه بردن آن از خدا به خدا از عدم علم به اين اسماء و مقتضيات آن اسماء است . لذا وارد است : « الهى اعوذ بك منك » . خواجه عبد الله انصارى گويد : همهء مردم از آخر مىترسند ، و خواجه عبد الله از اول مىترسد » . مقدمه سوم : آنكه : رسول كل بخصوص خاتم رسل بايد مأخذ علم او مقام الوهيت و مرتبهء اسماء و صفات و عالم اعيان ثابته باشد . علم بمقتضيات اعيان و اسماء ، سبب جعل احكام و بيان حقايق است . مقدمه چهارم : آنكه رسول كل و نبى خاتم ، بايد محيط بجميع مراتب و مقامات باشد . چنين شخصى قطب عالم امكان است ، و هيچ موجودى در مرتبهء وجود او نمىباشد . به همين لحاظ گفته‌اند : قطب متعدد نمىشود . مقدمه پنجم : آنكه : نبى و رسول ، بايد آنچه كه از معادن و مآخذ علم خود مىيابد ، و حقايق را در مقام الوهيت شهود مىنمايد ، باذن حق ابلاغ نمايد . چون اسماء مستأثره ، مقتضياتى دارند كه كسى بجز حق عالم نمىباشد ، و اسماء مستأثره در حكومت بر اسماء موجود در حضرت واحديت مؤثرند . و مقتضيات آنها در بيان احكام مدخليت دارد . بايد عالم بأسماء مستاثره جاعل احكام باشد ، و آن منحصر به حق تعالى است . مقدمه ششم . آنكه ، خليفهء هر رسولى در حكم مستخلف عنه است . آنچه را كه مستخلف عنه از جانب خداوند مامور بابلاغ آن بوده است ، بايد خليفه به آن عالم باشد ، و گرنه وارث علم مستخلف عنه نخواهد بود . بعد از تمهيد اين مقدمات مىگوئيم : حضرت محمد ، رسول و نبى و پيغمبر جميع خلائق است . « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ . و كانَ . . . رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ . و ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ » . پيغمبر رحمت واسعهء الهيه و رحمة للعالمين است . « وَ ما أَرْسَلْناكَ